الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)
180
منطق مقارن (فارسى)
باب چهارم : / شعر قياس شعرى و فايده آن مقدمات آن اقسام آن شعر كلامى است تخيلى كه از گفتههايى موزون فراهم مىآيد . و منطقى از ناحيه تخيلى بودنش بدان مىنگرد و از همين روست كه هر سخن تخيلى را مورد توجه قرار ميدهد هرچند شعر اصطلاحى هم نباشد . بنابراين شايسته است كه از نظر منطق ، هر سخن تخيلى را شعر بناميم هرچند منظوم هم نباشد . مانند : " عسل ترش است و تهوعآور " . و مراد از تخيلى بودن آن است كه گفتار بگونهاى باشد كه نفس آن را بپذيرد و با پذيرش آن انبساط و سرور يا گرفتگى و اندوهى - بدون ضابطه و اختيار - در خاطر آدمى ايجاد گردد . و قياس شعرى آن است كه از چند قضيه تخيلى فراهم آيد . و اما وجه تاثير تخيل در جان آدمى آن است كه در آن نوعى محاكات « 1 » نهفته و نفس آدمى از محاكات لذت مىبرد ، لذتى عجيب . آدمى گاه از محاكات و تصوير شيىء چنان لذتى را مىبرد كه از خود آن نه بلكه گاهى خود آنچيز هيچگونه لذتى را موجب نمىشود . مانند محاكات بعضى از ميمونها برخى مطالب را و يا چون تصوير دقيق از حيوانى منفور . در اينجا ممكن است سئوالى به نظر آيد كه اگر راز تاثير تخيل در جان آدمى محاكات است ، در قضاياى صادق معمولى هم بايد همين لذت باشد مگرنه اين است كه قضاياى تصديقى درست و صادق نيز داراى محاكاتند ؟ جواب اين سئوال آن است كه راستى بر همگان معلوم است و طراوتى ندارد
--> ( 1 ) - به معنى حكايت و نمايش و تعبير .